عبدالله مستوفى
361
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
امريكا خارج شد . قبل از عزيمت او بپارك رفتم ، قاب آئينهء نقاشى زيباى كار استادى داشتم كه آن را برسم يادگار به او هديه كردم ، بعد از وداع ، او با خانم و دو دخترش باتومبيل نشسته رفت و ما بدفتر خود كه در اين اواخر در عمارت پارك دائر ميشد آمديم ، از امريكائيها فقط مكاسكى رئيس محاسبات براى دادن حساب در تهران ماند و باقى همگى رفتند . برحسب تصادف يا عمدا ، اولتيماتوم روسها طورى تنظيم شده بود كه تاريخ ضرب الاجل آن با اواسط تعطيل تطبيق ميكرد . شوستر زودتر رفته بود ولى قسمت دوم و سوم يعنى عذر خواهى وزير خارجه و قبول شرط ديگر طبعا براى بعد از تعطيل بايد بماند . ولى روسها در رشت و تبريز كه قوهء مسلحه داشتند ، دست به كار عمليات عجيبى كه در تاريخ سابقه ندارد كردند . جمعى از آزاديخواهان از جمله در تبريز ثقة الاسلام ، ملاى منور الفكر بىطرف را روز عاشورا اعدام كردند . شاهزاده امان اللّه ميرزا كه نايب الاياله و در غيبت والى كفيل ايالت آذربايجان بود انتحار كرد . تا تعطيلات سرآمد ، دو قسمت ديگر هم عملى شد و وزير خارجه با مراسلهء جوابيهء دولت ايران در قبول شرط تحصيل رضايت دولتين راجع بمستشارهاى خارجى و عذرخواهى بسفارت رفت و روسها بعد از قصابيهاى فجيع خود در تبريز و رشت ، بالاخره التفات كرده و آرام شدند . قانون خزانهدارى كل كه براى شوستر نوشته شده بود ، به قوت خود باقى و لازم بود كسى جانشين اين مرد صميمى لجوج بشود . معلوم است از مرنار « 1 » و بلژيكىها كه كاملا تحت اوامر سفارتين ، بخصوص روسها بودند بهتر و با اوضاع مناسبتر كسى نبود . البته با رضايت ضمنى دولتين ، ناصر الملك نايب السلطنه هم فرمانى صادر كرده رياست خزانه را بمرنار واگذاشت . خزانهدارى كل مرنار و ورود بلژيكىها در ماليه بلژيكيها و بخصوص رئيس آنها مرنار ، چه از حيث استخون ادارى و چه از حيث وجاهت عامه و چه از حيث معلومات و اطلاعات ، از بدست گرفتن اختيارات قانون 23 جوزا كه مخصوصا براى شوستر تصويب شده بود ، خيلى بدور بودند و قبل از پيشآمدهاى اخير ، خود آنها در عالم خيال و آرزو هم هيچوقت تصور نميكردند كه كار به اين مهمى نصيب آنها شود . ميدانيم نوز « 2 » اول رئيس گمركات ايران كه مرد زرنگ باهوشى بود بر اثر پوشيدن لباس آخوندى كه در بالماسكه ببر كرده بود در روزهاى اوليهء مجلس اول مجبور شد ايرانرا ترك گويد اما بلژيكيهاى زيردست او ، با حمايت سفارتين و بالاختصاص سفارت روس كه گمرك محل اصل و فرع وجوه استقراض از آنها بود ، در كار باقى ماندند . ولى مردم بواسطهء همين حمايتى كه از طرف خارجه از آنها ميشد ، به آنها خوشبين نبودند . چنان كه در دورهء
--> ( 1 ) - Mornard ( 2 ) - Nause